ده هزار سال پیش از میلاد مسیح

By saboorajanam

من وهمسرم ،حداقل هفته ای یک بار به فروشگاهی ،برای خرید فیلمهای جدید میریم . تقریبا اکثر فیلمها را دیدم،بنابراین تو هر بار مراجعه فقط یکی دوتا فیلم جدید برای تماشا گیرمون می یاد.

سلیقه انتخاب فیلم ،بسته به خیلی چیزاتغییر میکنه، حداقل برای من که اینطور بوده،الان دیگه کمتر به تماشای فیلمهای ملودرام وعشقی علاقه نشون میدم،ترجیح میدم فیلم کمدی باشه،اصلا اینو قبول ندارم که هر فیلمی ارزش یک بار تماشا را داره ،اونروز موقعی که داشتم دنبال فیلم جدید میگشتم،فروشنده فیلم 10000 سال پیش از میلاد مسیح را پیشنهاد داد ،زیاد راضی نبودم ولی چون همسرم خوشش اومده بود، DVD فیلم را خریدیم واومدیم خونه ،

اصلا فکرشو نمیکردم ،جلوه های ویژه فیلم اونقدر فوق العاده است که من حتی یه لحظه هم نمیتونستم چشم از تماشای فیلم بردارم،

واما ماجرای فیلم:

داستان فیلم راجع به قبیله ای از سرزمین برف ویخ هاست ،یه روز دخترکی با چشمهای آبی ،زخمی وخسته به این قبیله می یاد، پیرزن خردمند قبیله ، که از هر چیزی توسط روح اجدادش با خبر میشده ،به مردم میگه که دخترک متعلق به قبیله ای هست که شیاطین چارپا ،مردمشو قتل عام کردن یا به اسارت بردن ،عین همین اتفاق چند سال بعد برای مردم این قبیله هم میافته،شیاطین چارپا به اینجا هم خواهند رسید،اما زمانیکه ماموت ها از این سرزمین رد بشن، یکی از جوانان قبیله تیری را برای از پا دراوردن ماموت بزرگ به طرف اون پرتاب میکنه وبعد از شکار به عنوان رهبر ،انتخاب میشه و مردمشو نجات میده وبا این دختر چشم آبی ازدواج میکنه….

پسرکی به اسم دیله ،که پدرش قبلا بزرگترین شکارچی قبیله بود ویه دفعه قبیله وفرزندش را ترک کرده بود،ارزوی ازدواج با دختر ک چشم آبی که اسمش ایولت بود را در سر داشت ، این ارزو باعث بروز رقابت بین بقیه جوانان قبیله شده بود ،روز موعود که میرسه ،دیله خیلی اتفاقی موفق به شکار ماموت بزرگ میشه …

همون شب راهزنهایی سوار بر اسبهای سیاه ،به قبیله شبیخون میزنن ،یه عده را میکشن ،تمام جنگاوران قبیله ودخترک را با خودشون به اسارت میبرن ،دیله ودوست پدرش تیک تیک جون سالم بدر میبرن،دیله تصمیم میگره برای آزاد کردن ایولت ،بدنبال راهزنان بره ،ماجرای اصلی فیلم از همینجا شروع میشه که نهایتا منجر به رسیدن به سرزمین خدایان دروغین وتلاش برای ازاد کردن برده هایی میشه که درحال ساختن اهرامی برای خدا بودن.

کارگردان فیلم رولاند امریچ و بازیگران فیلم هم کامیلا بله – استیون استریت – عمر شریف و… هستن. فیلم تو 7 مارچ 2008 اکران شده و صحنه ها راتو نامیبیا فیلم برداری کردن.

اوایل فیلم ،ادم یاد کارتون نانوک میافته!

تویه قسمتی از فیلم “تیک تیک” دوست پدر “دیله ” برای تشویق دیله به قبول رهبری ،به اون میگه:

“یک مرد خوب ،یک دایره به دور خودش میکشه ومواظب هر چیزی هست که توی اون دایره قرار داره ،زنش وبچه اش ،بعضی از مردها دایره های بزرگتری میکشند وتو اون دایره خواهرها وبرادرهای خودشون را هم قرار میدن ،اما تعداد کمی از مردها هستن که سرنوشت بزرگی دارن ،اونها باید دایره بزرگی را ترسیم کنن که شامل خیلی چیزهاست ،پدر تو یکی از اون مردها بود ،تو هم باید تصمیم خودت را بگیری که میخوای یکی از اونا باشی یا نه !”

اینم ۲ تا تصویر از صحنه های فیلم که از این وبلاگ برداشتم .

برچسب‌ها:

يك پاسخ برايش بگذاريد